آری وسواس مطالعاتی،درست متوجه شدید.شاید خیلی از دانش آموزان این مشکل را دارند ولی راه برطرف کردن آن را بلد نیستند،البته مقصر نیستند چون اشکال کار را نمی دانند.اما واقعا چه کسانی وسواس مطالعاتی دارند؟

 

منظور من از این اصطلاح در ارتباط با دانش آموزانی می باشد که یک مطلب را چند بار  مطالعه می کنند ولی باز هم احساس می کنند آن را بلد نیستند و نیاز به مطالعه مجدد دارند وهمین امر سبب می شود که سرعت مطالعه آنها پایین بیاید.اما چکار باید کرد؟

به یکی از دانش آموزان وقتی مشاوره می دادم متوجه شدم که مشکلش کمبود وقت می باشد.خیلی  تعجب کردم،چون تا به حال با این قضیه مواجه نشده بودم ابتدای سال و کمبود وقت!آن هم در سال سوم دبیرستان!از او خواستم که میزان مطالعه ۲ روز گذشته خود را برایم بنویسد.بنویسد که از هر درس چه مقدار خانده و چه مقدار زمان صرف مطالعه آن کرده است.با نوشتن برنامه ی ۲ روز خود مشخص شد که  با توجه به اینکه زمان زیادی به مطالعه اختصاص داده است ولی مقدار خیلی کمی از دروسش را مطالعه کرده است.پرسیدم که یک مطلب یا یک صفحه از کتاب را چند بار می خوانی؟ او در پاسخ به سوال من گفت  شاید بیشتر از ۵ بار،پدرش هم از این قضیه نگران بود و بیان کرد که مشکل اصلی پسرم زیاده روی در مطالعه است.از او پرسیدم که خلاصه نویسی را در هنگام مطالعه انجام می دهی؟گفت خیر ، چگونه این کار را انجام می دهند؟

از او خواستم مطالعه اش را به روشی که من برایش مطرح می کنم انجام دهد و نتیجه را به من اعلام کند.روش اینگونه بود که ابتدا مطلبی را که می خواهی مطالعه کنی به صورت روزنامه وار یکبار بخوان سپس به صورت عمقی مطالب را مطالعه کن و خلاصه یا کلید واژه مطلب را در یک برگه بنویس،مانند سابق هر زمان که احساس کردی مطلب را یاد نگرفته ای و قصد مرور دوباره را داشتی به جای اینکه وقت زیادی را صرف خواندن مطلب کنی خلاصه مطلب را مطالعه کن،با این کار از مطالعه های پی در پی وقت گیر جلو گیری می کنی

دقیقا یک هفته بعد از این صحبت ها به من مراجعه کردند و عنوان کردند خیلی راحت تر از آنچه که فکر می کردند مشکلشان حل شده است.خوب!شما هم این مشکل را دارید؟حتی اگر این مشکل را ندارید و خلاصه نویسی را انجام نمی دهید کافیست یکبار امتحان کنید،ارزش آنرا در زمان امتحانات به خوبی درک خواهید کرد.

 

 

مقابله با وسواس مطالعاتی راه‌های ساده‌ای دارد،البته به شرطی که به آن‌ها عمل کنید :

-کمک دانش‌آموز به خودش

-بازیابی مطالب به جای بازخوانی

-بالا بردن قدرت تشخیص نکات مهم

-خلاصه‌نویسی و یادداشت‌برداری از مطالب

-پرهیز از تکرار زیاد

-تست زدن و حل نمونه‌سؤال

-مشخص کردن تعداد صفحه و زمان برای مطالعه

-قوی کردن اراده

شجاعت به خرج دهید ، یکبار  تصمیم بگیرید که مطلب را دوباره‌خوانی نکنید.  در انتهای مطالعه با طرح سؤال، یادگیری خود را محک بزنید. اگر پرسش‌ها را به‌خوبی پاسخ دادید جایی برای نگرانی وجود ندارد. با تکرار این روش از وسواس در خواندن خلاص می‌شوید.

وسواس مانعی بری پیشرفت:

وقتی به زندگی حرفه‌ای یک ورزشکار نگاه می‌کنیم، هرگز ورزشکاری را نمی‌بینیم که از خودش انتظاراتی فراتر از حد معقول داشته باشد. به عنوان مثال یک وزنه‌بردار در مسابقات وزنه‌‌هایی را انتخاب می‌کند که در تمرینات موفق به بلند کردن آن‌ها شده باشد و گام اول در موفقیتش، بلند کردن وزنه‌های تمرینی است. پس اگر حتی یک کیلو بیش‌تر از تمرینات در مسابقات وزنه بلند کند، برایش پیشرفت محسوب می‌شود.

وقتی کارنامه‌ی بسیاری از دانش‌آموزان را می‌بینیم، تعداد غلط‌ها در یکی از درس‌ها بسیار زیاد است و اتفاقاً این درس، دقیقاً همان درسی است که بیش‌ از همه مطالعه شده است. پس مشکل کار کجاست؟ مشکل کار در وسواس است. بسیاری از دانش‌آموزان با این استدلال که «چون این درس را خیلی خوانده‌ام، باید بتوانم به همه‌ی سؤالات جواب بدهم» در یک تله‌ی بزرگ می‌افتند. این استدلال باعث می‌شود دانش‌آموزی که در آزمون‌های قبل به این درس به طور میانگین ۳ تا از ۱۰ سؤال جواب داده، به یک‌باره در این آزمون ۸ یا ۹ تا از ۱۰ تا را جواب می‌دهد و نتیجه همانی می‌شود که نباید بشود: «مطالعه‌ی زیاد و نتیجه‌ی کم» و درنهایت یأس و ناامیدی از مطالعه. گام اصلی در پیشرفت، حفظ جایگاه خودتان است. در گام نخست باید بتوانید تراز آزمون قبل خود را حفظ کنید، سپس در گام بعدی اگر حتی به یک سؤال بیش‌تر از ۱۰ سؤال جواب بدهید، این یعنی پیشرفت. ابتدا به سراغ سؤالاتی بروید که ساده هستند و مطمئن هستید که می‌توانید به آن‌ها پاسخ درست بدهید. این توانایی نیاز به دو ابزار بسیار قدرتمند دارد: اول تست‌زنی و دوم استفاده از تکنیک ضربدر و منها.

وسواسی و عجول نباشید. پیشرفتی معقول است که تدریجی باشد؛ پیشرفت غیر معقول مانند دوپینگ کردن همان وزنه‌بردار است

 

با رعایت نکات زیر به راحتی میتوانید بر این مسئله غلبه کنید:

 

  1. این اصل مهم را به طور مداوم با خود تکرار کنید: انسان‌های موفق اولویت‌ها را می‌شناسند؛ یعنی می‌دانند که باید در بین تمام کارهایی که دارند کدام را اول انجام دهند. با انجام این کار، خیالتان از خواندن بخش‌های مهم راحت می‌شود.
  2. وقتی احساس می‌کنید مطلبی در ذهنتان جای نمی‌گیرد بدون این‌که به کتاب نگاه کنید آن را برای خود روی کاغذ بنویسید تا کاملاً بدانید که در کدام قسمت دچار ضعف هستید. با انجام این کار نه‌تنها وقتتان گفته نمی‌شود، بلکه ذهنتان هم آرام می‌گیرد.
  3. دورِ سؤالاتی که فکر می‌کنید هنوز آن‌ها را یاد نگرفته‌اید با یک خودکار خط بکشید تا قبل از شروع کلاس دوباره آن‌ها را مرور کنید. با این کار به ذهنتان قول می‌دهید که آن را فراموش نمی‌کنید.
  4. در مواقعی لازم است محکم باشید و حتی به خودتان سخت بگیرید و به خودتان تذکر دهید! مثلاً با جسارت تمام به خود بگویید: «بس است! دیگر این قسمت را مطالعه نمی‌کنم؛ چون اطمینان دارم که آن را بلدم.»
  5. بدانید که این شما هستید که باید ذهنتان را مدیریت کنید. اجازه ندهید ذهنتان شما را مدیریت کند! به خود اطمینان داشته باشید و بدانید که قطعاً موفق خواهید شد.

۱ دیدگاه. ارسال دیدگاه

سلام
من یه مشکلی دارم اینه که مطالب کتاب های مختلف رو کنار هم میخونم چون احساس می کنم که بعضی از نکات تو کتاب اول نیومده.
مثلا وقتی ریاضی میخونم از یه کتاب بع با کاتب بعدی مقایسه میکنم چیزی جا نیفتاده باشه.
این کار درسته؟
چکار باید بکنم؟
ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *